X
تبلیغات
سیمای روستای باستانی قهی - تاریخچه آموزش و تحصیل در قهی

پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390

تاریخچه آموزش و تحصیل در قهی

  مکتب داري

مظاهر فرهنگي در روستاي قهي از تداوم کم نظيري برخوردار است. مکتب داري و آموزش سنتي در قهي از حدود 300 سال پيش وجود داشته و از اهميتي ويژه برخوردار است. بزرگاني نظير سيد محسن جليل زاده, سيد علي اکبر جليل زاده, سيد موسي تاجزاده, سيد محمد جليل زاده, با تاسيس مکتبخانه در راه پيشرفت فرهنگ و با سواد کردن مردم روستا گام هاي بلند و ارزنده اي بر داشتند . محل مکتبخانه‌ها در امامزاده , مساجد روستا, منازل استادان (خانه مير سيد محمد, خانه سيد علي اکبر و...) بوده است ..

مدارس جديد

 اولين مدرسه به سبک جديد در  سال   1329 هجري شمسي به همت اهالي در خانه اي واقع در محله پايين به نام خانه جواد صفرتاسيس شد. خانه قوق درهمان سال به وزارت فرهنگ سابق هديه شد. (البته در سال اول, مدرسه در خانه معروف به ميرزا خانه فعلي حاج قدرت اله خان آبادي تشکيل شد .

ازجمله معلمان اوليه دبستان قهي دکترعباسعلي زالي (وزير سابق کشاورزي) و حاج عبدالله‌ جعفري هرندي بوده اند.

ازجمله دانش آموختگان اين مدرسه دکتر بهمن پور, دکتر بلخاري,دکتر رزمجو,شيخ حسن قرهي (دفتر رهبري) حاج علي مرتضوي ( رئيس حراست سازمان حج وزيارت,سيدمحمود تاجزاده (دبيرکمسيون فرهنگي مجلس) و دهها نفر کارشناس, معلم, کارمندان عاليرتبه در دستگاههاي اجرايي کشور و  مردان موفق در زمينه اقتصادي هستند .

در سال 1350در طرح 2500 به همت اهالي خصوصاً مرحومين جهانگير رزمجو و سيد قدرت الله تاجزاده ساختمان جديدي در ضلع شرقي آب انبار محله پايين بنا گرديد.  و مدرسه با نام جديد سرلشکر جعفر قلي پرنگ نامگذاري شد.ساختمان قبلي  نيز به استراحتگاه معلمان و کلاس بزرگسالان تبديل شد .

مديريت دبستان روستا در مدت زياد خصوصا ًدر اين دوره مرحوم حشمت الله قرهي قهي بوده است.

  بعد از انقلاب مدرسه به جهاد قهي تغيير نام داد (نگارنده, نيز بين ساله 60 تا 65 در دبستان فوق‌ در محضر معلمان‌عزيزي چون مسلم کريمي, اسماعيل بايي, سيد حسن بني طباء و محمد ذاکري تحصيل کردم‌که شيرين‌ترين لحظات زندگيم را تشکيل مي دهد).در سال 1367دبستان روستا به محل فعلي آن ضلع شمالي آب انبار حاج مختار انتقال يافت و ساختمان قديمي آن نيز در سال 1377 به کتابخانه عمومي تبديل شد.

آموزش و تحصيل دختران

  قبل از انقلاب در روستا مدرسه دخترانه وجود نداشت و دختران اجازه تحصيل  در شهرهاي اطراف را نيز نداشتند .

 مدرسه دخترانه اولين بار بعد از انقلاب در سال 1359 با يک کلاس در يکي از خانه هاي محله پایین که در مالکیت  حاج محمد کاظمی قرار داشت تشکيل شد. و يکسال بعد ساختماني در ضلع غربي امامزاده در مزرعه کهني ساخته شد و دانش آموزان دختر به آن محل که به نام مدرسه (شيماء  قهي) منتقل شدند. اکنون اين داراي 25 دانش آموز و 12 دانش آموز آمادگي است .

قبلاً دانش آموزان دختر روستا فقط تا پنجم ابتدايي درس مي خواندند. و والدين به خاطر مشکلات رفت و آمد شديداً با تحصيل فرزندان دخترشان در شهرهاي اطراف مخالف بودند .

در سال 1375 چهار نفر از دختران روستا اين سنت غلط را شکستند و عليرغم مخالفت جو عمومي روستا , جهت ادامه تحصيل به شهرهاي اطراف رفتند و در سالهاي بعد اين روند ادامه يافت . اکنون دختران زیادی از روستا ئر مقاطع کاردانی و کارشناسی دانشگاههای مختلف کشور به تحصیل مشغولند.

ب : علما و روحانيون

روستاي قهي به خاطر موقعيت خاص خود علما و روحانيون زيادي را در خود پرورش داده است که تعدادي از آنها در خود روستا و تعدادي از آنها درساير نقاط کشور به فعاليت مذهبي مي پرداختند که اسامي بعضي از به شرح ذيل مي باشد :

1. مرحوم ملا محمد جعفر 2. مرحوم حاج ميرزا محمد باقر فرزند حاج ملا محمد جعفر3.مرحوم ميرزا عبدالله فرزند حاج ميرزا محمد جعفر 4. مرحوم آخوند ملامحمد رضا (کاظمی)  5 .مرحوم آخوند ملا عبد الکريم (پدر بزرگ دکتر بلخاری) 6 . مرحوم آخوند ملا محمد حسن متوفاي اوايل قرن سيزده هجري قمري 7. مرحوم ميرزا محمد علي متوفاي ربع اول قرن 13 هجري 9. مرحوم آيت الله ميرزا ابوالحسن قهي ( معروف به حاج آخوند) 10. مرحوم سيد موسي تاجزاد 11. مرحوم سيد قدرت آلله تاجزاد 12.مرحوم سيد علي اکبر تاجزاده 13, مرحوم سيد محمد جليل زاده سيد 14 . مرحوم سيد محسن جليل زاده 5 . حاج شيخ عبدالعلي قرهي (معروف به حاج شيخ) که در قيد حيات مي باشند .

در اين مختصر به شرح حال دو تن از اين بزرگان که زندگينامه آنها در کتابخانه روستا موجود است پرداخته مي شود .

1- مرحوم  ميرزا محمد باقر قهي[1] (معروف به همداني و شريف طباطبايي) در سال 1239 هجري قمري در روستاي قهي ديده به جهان گشود, نسبش با چند واسطه به محقق سبزواري مي رسد, علوم متداول زمان را نزد پدر آموخت و براي تکميل دانش خود به صواب ديد پدر عازم اصفهان شد و در مدرسه نيماورد سکونت گزيد .

حاج ميرزا کريم کرماني صاحب  کتاب تاريخ ( عبره لمن اعتبر ) در صفحه 316 کتاب مي گويد: (آن جناب بعد ازمدت زماني که در اصفهان به تکميل کمالات اديبه و رسومات دينيه و رياضيات شرعيه روزگار به سر برد , ذوق مسافرت و زيارت حاج ميرزا کريم خان دل از دستش ربود) به همين انگيزه اصفهان را به قصد مشهد مقدس شنيد, بار سفر بر بست و در شهر يزد به ديدار او نايل شد و چون محمد کريم خان بنا به حوادثي که پيش آمده بود از سفر به مشهد منصرف شد و به کرمان رجعت کرد, حاج ميرزا محمد باقر هم همراه او به کرمان رفت و در مدرسه ي ابراهيميه منزل گرفت. پس از مدتي بنا به نظر محمد کريم خان براي ارشاد مردم نايين,راهي آن ديار شد. ميرزا محمد سعيد, امام جمعه وقت نايين درباره او گفته است: ( هر کس را هوس علم سلمان و زهد ابي ذر در سر است, اينک حاجي ميرزا محمد باقر است که علمش با زهد دسترس هر با خبر و بي خبر است.)

در زمان اقامت حاج ميرزا محمد باقر در شهر نايين, مرحوم محمد کريم خان به قصد زيارت عتبات از کرمان راهي همدان شد .به علت پاره اي اغتشاشات و    آراميها که در عثماني وجود داشت, به دستور ناصر الدين شاه قاجار, محمد کريم خان به تهران طلبيده شد. در اين حال ميرزا محمد باقر و همراهان او که پس از زيارت حضرت معصومه (س) براي پيوستن به محمد کريم خان از قم عازم همدان بود , در محل جهرود به خدمت محمد کريم خان رسيد. در اين محل محمد کريم خان, ميرزا محمد باقر را به پيشوايي گروه شيخيه همدان منصوب و مامور کرد.وي تا ظهر روز عيد فطر 1315 هجري قمري با آرامش کامل در مقام پيشواي شيخيه در همدان سکونت داشت .

  بعد از ظهر روز عيد فطر, همدان دستخوش آشوب و فتنه اي بزرگ شد و خانه هاي شيخيه همدان مورد حمله و دستبرد قرار گرفت و حاجي ميرزا محمد باقرناگزير از همدان عازم تهران شد. روز دوم شوال خانه او را غارت کردند. ميرزا محمد باقر پس از ترک همدان به زاويه حضرت شاه عبدالعزيم وارد شد و در ماه ذي الحجه شرح حالي به امين الدوله نوشت و پيش آمدهاي همدان را مفصل شرح داد . امين الدوله در جوابي که نوشت, ميرزا محمد باقررا در توقف خراسان يا فارس يا اصفهان مختار کرد ميرزا محمد باقر اواخر     ذي الحجه عازم قم شد و در راه موفق به ديدار ظل السلطان گرديد پس از ديدار و ورود به قم راهي کاشان شد و شبي را در کاشان بيتوته کرد, آنگاه عازم نايين‌ شد و پس از توقف چند روزه و بنا به قول صاحب تاريخ (عبره لمن اعتبر) چند سالي در جندق توقف داشته است. در کتاب (تابشي از آفتاب) به کوشش محمود عارفي که پيرامون زندگي مرحوم ميرزا محمد باقر نگاشته شده است, حدود 169 کتاب و رساله به زبان هاي عربي و فارسي به آن مرحوم نسبت داده شده است که تعدادي از آنها در کتابخانه روستا موجود است .وي شب 23 شعبان 1319 هجري قمري دعوت حق را لبيک گفت و در جوار امام علي ابن موسي الرضا(ع) دفن گرديد .

2- آيت الله حاج ميرزا ابوالحسن قهي, ( معروف به حاج آخوند قهي) فرزند ارباب محمد اسماعيل بود که تا سن 15 سالگي در قهي زيست و آنگاه بنا به توصيه مرحوم آيت الله آخوند فشارکي دوست صميمي پدرش, جهت کسب علوم ديني عازم اصفهان شد و در مدرسه صدر از محضر بزرگاني نظير آيت الله جهانگير خان قشقايي,آخوند کاشي و آيت الله کلباسي کسب فيض کرد و مدارج علمي و معارف اسلامي را تا آنجا پيمود تا آنجا که موفق به دريافت سه فقره حکم اجتهاد از آيات عظام,محمد تقي نجفي و محمد علي مسجد شاهي معروف به ثقه الاسلام و ابوالمجد محمدرضا نجفي معروف به استاد المراجع شد و در مسجد حکيم اصفهان به اقامه نماز جماعت پرداخت. مردم قهي همواره برخوردار از راهنماييهاي خردمندانه او در امور مذهبي بودند .  

وي در 15 شعبان 1363 هجري قمري برابر با 1323 شمسي در سن 81 سالگي به ديدار معبود شتافت و در زادگاهش مدفون شد.

 

 

33063843490074198766.jpg

منزل شخصی مرحوم  میرزا محمد باقر قهی و مرحوم حاج آخوند در روستای قهی ( مالک فعلی حاج محمد تقوی)

 

 



[1]- عبره لمن اعتبر,حاج ميرزا کريم کرماني, صفحه 316

نوشته شده توسط حسین مرتضوی قهی در 10:47 |  لینک ثابت   •